سرویس سیاسی سراج24: شهید حسن طهرانی مقدم، از فرماندهان سپاه که از ابتدای شکلگیری سپاه به عضویت آن درآمد و در بنیانگذاری مجموعههای توپخانه و ادوات موشکی سپاه نقش کلیدی و اساسی داشت. او 25 سال در عرصهی موشکی کشور خدمت کرد و تلاش های او در این عرصه لقب پدر موشکی ایران را به وی داد.
*-زندگینامه
شهید حسن طهرانی مقدم، در 6 آبان ماه سال 1338 در محله "سرچشمه" تهران متولد شد. پس از طی تحصیلات مقدماتی و متوسطه در رشته صنایع در مقطع کاردانی پذیرفته شد و پس از اخذ مدرک در سال 1358، در مقطع کارشناسی و در رشته مهندسی صنایع پذیرفته شده و موفق به اخذ مدرک مهندسی شد. وی که در اولین روزهای تشکیل سپاه پاسداران به عضویت سپاه درآمده بود، در دوران دفاع مقدس در بخش موشکی سپاه بسیار مؤثر بوده و در بخش تأسیس فرماندهی توپخانه سپاه و بعد از آن هم در تشکیل و بنیانگذاری فرماندهی موشکی سپاه تأثیرگذار بود و تقریباً 25 سال در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی کشور خدمت کرد.
روحیه ی خستگی ناپذیر او در واحد موشکی سپاه باعث پیشرفتهای بسیاری در زمینه موشکی کشور شد و ساخت موشک شهاب 3 و لانچر و تلاشهای او در این عرصه لقب پدر موشکی ایران را به وی داد. شهید طهرانی مقدم در 21 آبانماه سال 1390، بر اثر انفجار زاغه مهمات در پادگان امیرالمؤمنین(ع) در شهرستان "ملارد"، به همراه جمعی دیگر از همکارانش به شهادت رسید.
*-آغاز فعالیتهای مذهبی و همراهی در مبارزات انقلاب
شهید طهرانی مقدم، از سال 1348، در مسجد "زینب کبرای" محلهی "سرچشمه"، زیر نظر "آیتالله سید علی لواسانی" امام جماعت و مدیر مسجد، تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام و احکام را فراگرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت کرد. این گروه سرود، هسته اصلی گروه سرودی بود که در روز 12 بهمن 57 در فرودگاه مهرآباد و در مراسم استقبال از امام (ره) به اجرای برنامه پرداخت. روایت آیتالله لواسانی از آن دوران چنین است:
«محل ما خیابان امیرکبیر، کوچه"آمیز محمود وزیر است. آنجا یک مسجد و یک حوزه علمیه داریم و خانه ما هم کنار مسجد است. وقتی می رفتیم برای نماز، کارهای دیگری هم می کردیم. مثلا با نوجوانان کارمی کردیم و برایشان برنامه داشتیم. یک گروه سرود هم درست کرده بودیم که در روزهای انقلاب برای خودش، برو بیایی داشت.»
شهید طهرانی مقدم، از سال 1357، همزمان با اوجگیری فعالیت انقلاب، تحت تأثیر برادرش (محمد) به صف انقلابیون پیوست. او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیتهای زیرزمینی، نارنجکهای دستی میساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید میشد. شب 22 بهمن در میدان امام حسین (فوزیه سابق)، با پرتاب نارنجک دستی یک خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.
اعلام رسمی قصد ترور شهید طهرانی مقدم در رادیوی منافقین
محمد طهرانیمقدم (برادر شهید) درباره تهدید شهید حاج حسن طهرانی مقدم از سوی منافقین میگوید: «بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آنکه موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و می خواستند هر دوی آنها را ترور کنند که یک گروه از آنها دستگیر شدند.»
*-عضویت در سپاه پاسدران
شهید طهرانی مقدم در سال 1359 و از ابتدای شکلگیری رسمی سپاه پاسداران، درحالیکه 21 سال بیشتر نداشت، به عنوان مسئول اطلاعات منطقهی 3 سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا 59/7/31 در این سمت باقی ماند. در زمان بروز ناآرامیها در نقاط مرزی که مهمترین آنها حوادث تجزیهطلبانه در کردستان بود، سپاه را در 15 ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد.
با این رویکرد تا شهریور 1359 که کشور در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفت، حداکثر توان رزمی سپاه، تعداد معدودی گردانهای رزمی بود که با روشهای چریکی و غیر کلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار و ضد انقلابیون مسلح در کردستان شدند.
سنگینترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپارهانداز و آرپیجی و تیربار بود، درحالیکه در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند. شاید آمار کل سلاحهای سپاه در آن مقطع از چند هزار "تفنگ G3"، "کلت"، "آ رپی جی" و دهها قبضه خمپارهانداز تجاوز نمیکرد.
*-جرقه های شکل گیری توپخانه سپاه
در سال 1359، بعد از عملیات ثامنالائمه که منجر به رفع محاصره آبادان شد، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، یک آتشبار توپخانه 155 میلیمتری کششی بود که از جانب دشمن در شمال آبادان، بین دارخوین و پل مارد مستقر بود. این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه، علیه دشمن به کار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان، مجدداً یک گردان توپخانه 130 میلیمتری و یک آتشبار 105 میلیمتری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ 14 امام حسین (ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد که این گردان به دستور حسین خرازی (فرمانده تیپ) سازماندهی شده بود.در عملیات "فتح المبین" هم مقدار زیادی ادوات و توپخانه از دشمن به غنیمت گرفته شد. این امکان باعث شد که فرمانده وقت سپاه، محسن رضایی ضرورت تشکیل آن را تشخیص دهد.
در اوائل جنگ و در حالی که بهترین و بیشترین سلاحی که در دست رزمندگان بود سلاح های سبک و انفرادی مانند "کلاشینکف" و "آر پی جی7" و "ژ-3" بود شهید طهرانی مقدم به دنبال سلاح "منحنی زن" بود و به یک گام جلوتر فکر میکرد. در شرایطی که جنگ جدی تر شد، عرصه های جدید همانند فکر تشکیل واحد توپخانه در اندیشه او شکل گرفت. به همین دلیل کسی که برای تشکیل توپخانه سپاه کاندید شد، شهید طهرانی مقدم بود و وی مسئولیت تشکیل توپخانه را عهده دار شد.
روایت شهید از نحوه تشکیل واحد توپخانه
شهید طهرانی مقدم از چگونگی ایجاد واحد توپخانه سپاه چنین گفته بودند: «عملیات "فتح المبین" تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا "رشید" میدادم، دیدم با خنده میگوید: «"مقدم" برو توپخانه سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه.» گفتم آقا "رشید" ما داریم خمپاره را سازماندهی میکنیم. در عملیات "فتح المبین" 184 قبضه عنوان توپ های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار "حسن شفیع زاده" اولین نفری بود که رفتم دنبالش، بعد از عملیات از تیپ "المهدی" شوش آوردمش پیش خودم و آقای "محمد آقایی" که از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام "شهید ناهیدی". این بچههای نخبه باهوش سپاه را جمع کردیم و توپخانه سپاه را تشکیل دادیم.» (با استناد به ویژه نامهی "دومین سالگرد شهادت سرلشگر طهرانی مقدم و شهدای غدیر")
*-انتصاب به عنوان فرمانده موشکی نیروی هوایی سپاه
پس از صدور فرمان تاریخی امام (ره) مبنی بر تشکیل نیروهای سهگانه سپاه پاسداران، شهید مقدم در سال 1364 به سِمت فرماندهی موشکی نیروی هوایی سپاه منصوب شد و با تلاش های او تعدادی موشک وارد سپاه شدولی تعداد آن کمتر از انگشتان دست بود. شهید طهرانی مقدم تعدادی از آنها را بکار نگرفت و به کمک دوستانش با روش مهندسی معکوس انها را بازتولید کرده و این مبنای تحقیقات گستره موشکی در کشور شد.
روایت محسن رضایی از این ماجرا بدین ترتیب است:
«جنگ شهرها که آغاز شد، صدام به شدت شهرهای ما را با موشک و بمباران هوایی مورد حمله قرار میداد و فشار خیلی زیادی روی ما میآمد. من یک روز برادر محسن رفیقدوست را که مسئول لجستیک سپاه بود خواستم و گفتم ما چارهای نداریم جز اینکه جواب موشکها را با موشک بدهیم، لذا ایشان را فرستادیم سوریه و لیبی و در آخر جنگ هم کره شمالی.
بعد دیدم باید ساماندهی موشکها را خودمان انجام دهیم. بعد از مشورت با برادران رشید، صفوی و شمخانی به این نتیجه رسیدم که فرد مناسب برای این کار حسن طهرانی است. ایشان را فراخواندیم و گفتیم توپخانه را بسپار به شفیعزاده و خودت با تیمی از دوستانت یگان موشکی را تشکیل دهید. ایشان کمی به من نگاه کرد و چیزی نگفت. بعدها برادر جعفری مسئول زرهی سپاه به من گفت در سوریه که بودیم حسن به من گفت: برادر محسن از من خواسته تیپ موشکی تشکیل بدهم. توپخانه را میشد کاری کرد، ولی موشکها خیلی پیچیدهاند. به هر حال باید با توکل این کار را انجام دهیم.»
*-تلاش برای استقلال در صنعت موشکی
از 20 مرداد 1365 تا 10 دی 1365، بعد از عملیات والفجر 8 و قبل از کربلای 4، لیبیاییها در همکاری موشکی کارشکنی کردند و ما توان جواب دادن نداشتیم. ما در 20 مرداد 1365، پالایشگاه نفتی الدوره عراق را زدیم. در این مقطع پنج موشک زدیم ولی به دلیل کارشکنی لیبیاییها 35 روز توان پاسخ نداشتیم. لیبیاییها 38 ایراد روی سکوی قطعات گذاشته بودند. بعضی از قطعات همزمان با مذاکراتی از کره شمالی وارد شد.
به روایت محسن رضایی: «قذافی فکر کرده بود با دادن تعدادی موشک میتواند دل ما را به دست بیاورد و امام بعد از گذشت چند سال از انقلاب به او اجازه ملاقات میدهد که به ایران بیاید، بنابراین چندین موشک به همراه لانچر پرتاب و تعدادی کارشناس را به ایران فرستاد. همین که ما مشغول کار با آنها شدیم، شنیدیم که پادگانی که برایشان در نظر گرفته ایم را ترک کردهاند و به همراه قطعاتی از موشکها به سفارت لیبی رفتهاند، به طوری که نمیتوان از موشکها استفاده کرد. حسن و تیمش ظرف دو ماه این موشکها را عملیاتی کردند و به محض اینکه عراق موشک زد، ما هتل الرشید را که محل تجمع دیپلماتها بود زدیم.»
*-راهاندازی یگان موشکی حزبالله در لبنان
شهید طهرانی مقدم در عرصه موشکی منحصر به داخل کشور نبود. وی در ایجاد و پیشبرد توان موشکی مقاومت در لبنان و فلسطین نیز فعالیتهای بسیار ارزشمند و مؤثری صورت داد و این امر او را در عرصهی موشکی به یک شخصیت فرامرزی تبدیل نمود و چه بسا او قبل از شهادتش در زمینه فعالیتهای موشکی، در لبنان و خارج از مرزهای ایران شناخته شده تر از داخل کشور بود، چرا که نقشی که توان موشکی حزب الله در دفاع از مقاومت و نبردهایی که با اسرائیل صورت گرفت داشت، مرهون زحمات، تلاش و پشتکار او بود. این توان، یادگار با ارزشی برای مقاومت که نقش بسیار زیادی در پیروزیهای حزب الله و فلسطینیان داشت بود و یک نیروی مؤثر در دفاع از مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی محسوب میشد.
"محمد طهرانی مقدم"، برادر شهید، از این رویداد چنین سخن میگوید: «حاج حسن حتی به لبنان هم آمد و یگان موشکی حزبالله را در آنجا ایجاد کرد. تقریباً در سال 66-65 بود. بچههای حزبالله لبنان بسیار دوستدار حاج حسن آقا بودند. با کارهایی که ایشان انجام داد، حزبالله موفق به تجهیز سلاحهایی شد که هرگاه صهیونیستها شرارتی میکردند، با پاسخ دندانشکن مواجه میشدند.
الآن هم قاطعانه بگویم، رژیم صهیونیستی اگر هرگونه عملیات یا تهدیدی را علیه جمهوری اسلامی داشته باشد، از ناحیه موشکهای حزبالله لبنان مشت محکمی را دریافت خواهد کرد که قلب تلآویو را زیر و رو میکند. باید بگویم بهترین هدیه حاج حسن آقا به مردم و حزبالله لبنان، آموزش و انتقال تجربیات موشکی به این کشور بود، به طوری که در جنگ 33 روزه و جنگ 22 روزه غزه، پیروزی حزبالله و بچههای حماس علیه صهیونیستها مدیون همین آیندهنگری ایشان بود که رزمندگان حزبالله را آموزش دادند.
از همین طریق بود که حزبالله توانست سیستم موشکیاش را ایجاد کند و نه تنها مانع پیشرفت رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان شد بلکه تمام نقشههای صهیونیستها را نقش بر آب کرد.»
*-دستیابی به " نازعات " اولین موشک ایرانی
به روایت سردار نامی: «همزمان با انجام عملیاتهای مقابله به مثل موشکی و با پیگیریهایی که خود سردار مقدم داشتند، در اواخر جنگ به یک سامانه موشکی و راکت ساخت داخل دست پیدا کردیم به نام راکت نازعات، که بردش بین 80 تا 120 کیلومتر است و با تلاشهایی که انجام داده بودند به 150 کیلومتر رسیده بود.
از دلایل طراحی و ساخت این سامانه، کمک در کنار موشک اسکاد بود که بتواند با یک نواخت تیر بالا قدرت مقابله با جنگ شهرها را داشته باشد. موشک اسکاد، موشک گرانقیمتی است و به لحاظ آماده سازی و کم و کیف پرتاب برای اهداف خاص استفاده میشود. ما بعضاً اهدافی داشتیم با ابعاد گسترده که حتماً نیاز به دقت یا قدرت انفجار زیاد داشت، منتها تنها سامانهای که داشتیم همین اسکاد بود و لذا از همان مقطع، همزمان با فعالیت تحقیقاتی جهت ساخت موشکهای اسکاد، ساخت سامانههای ارزانقیمت و دارای قدرت مانور بالاتر نیز آغاز شد، تا بتوانیم بعضی از اهدافی را که ارزش و اهمیت چندانی ندارد با آن سامانه مورد اصابت قرار بدهیم.
همان جا تلاش و پیگیری برای ساخت و تولید موشک نازعات در اولین قدم طرحریزی شد و در دستور کار قرار گرفت که ما در پایان جنگ، یعنی اواخر سال 1366 موفق شدیم به این سامانه دست پیدا بکنیم.»
*-شرکت در عملیات مرصاد
به روایت سردار نامی: «در بحبوحه عملیات مرصاد دیدیم سردار مقدم به عنوان یک خدمه پای یک خمپاره 120 در حال شلیک به سمت دشمن و منافقین است. سردار مقدم یعنی کسی که به عنوان فرمانده موشکی در حال انجام وظیفه بود وقتی ضرورت را احساس میکند، میآید به عنوان یک خدمه 120 به مقابله با دشمن.»
*-موفقیت در ساخت موشک شهاب 3
روایت سردار «عباس خانی آرانی» جانشین فرمانده توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه، از این اتفاق بدین ترتیب بود: «درست است که وزارت دفاع به عنوان واحد پشتیبانیکننده نیروهای مسلح در بحث ساخت موشک «شهاب 3» وارد میشود، اما عمده کارهای تحقیقاتیاش را شهید مقدم انجام داده بود.
این شهید عزیز عقیده داشت نباید چیزی را دیگران بسازند و بعد آن را به ما بدهند. به عبارت دیگر میگفت اگر نیروهای مسلح ما درک کردند بنا بر نوع تهدید به چه ابزاری برای مقابله نیاز دارند، باید برای تولید آن گام بردارند. زیرا متخصصان داخلی کشورمان از توانمندی و قدرت عمل بسیار بالایی برخوردار هستند.»
*-ورزش، جزء جدا نشدنی از زندگی شهید طهرانی مقدم
شهید طهرانی مقدم خیلی به حضور در عرصه ورزش و مسابقات فوتبال علاقه داشت و معمولاً تمام برنامههای فوتبال کشوری را پیگیری میکرد، فوتبال خارجی را هم خیلی دوست داشت؛ و بازیکنی خوب در فوتبال بود. بازیکنانی مثل "فرشاد پیوس"، "مرتضی کرمانی مقدم"، "محمد سلطانی"، "کورش برمک"، "مهرداد میناوند" و ... با او در ارتباط بودند و در بازیهای دوستانه فوتبال شرکت میکردند. این علاقه بنا به گفتههای همسرش، خانم حیدری به حدی بود که میگوید: «ساعت 10 که به خانه میآمدند، یکی دو ساعتی وقت میگذاشت و برنامههای ورزشی را نگاه میکرد. همچنینی ماهی نبود که برنامه کوهنوردی نداشته باشد. هم خودش کوهنوردی میکرد و هم مسبب تشویق دیگران بود.»
شهید طهرانی مقدم مؤسس آکادمی کوهنوردی ایران بود و چندین بار در قالب گروهی (گاهی اوقات گروههای 5000 نفری) به قله دماوند صعود کرد. سال 1381، صعود 14000 نفری به سبلان را هم با سردار "رحیم صفوی" و سردار "حجازی" تجربه کرده بود.
روایت سردار "یدالله مکاری"، مسئول هیئت کوهنوردی سپاه، از صعود به قله دماوند بدین شکل است: «کاری که سردار حسن مقدم انجام داد، کاری بس دشوار و بزرگ بود ولی از آنجا که قربة الیالله بود و همراه با توکل و نشأت گرفته از نام ائمه و یاری گرفتن از آنها بود، باموفقیت به انجام رسید. صعود به قله دماوند بدون شک برای اولین و آخرین بار بود که اجرا شد. در سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(س) از چهارده یال کوه دماوند با نام چهارده معصوم با شرکت 5 هزار کوهنورد از سراسر ردههای سپاه انجام شد که از این تعداد، 4137 نفر آنان موفق به صعود بر بام ایران یعنی قله دماوند شدند و حدیث کسا را آنجا قرائت کردند.»
*-عشق به ولایت و رهبری
بنا بر سخنان سردار محمد باقر ذوالقدر، از فرماندهان دوران دفاع مقدس و معاون راهبردی وقت قوه قضائیه در مصاحبهای که در تاریخ 8 آبانماه 1392 با ویژه نامه "شهدای غدیر" انجام داده بود، در خصوص عشق به ولایت و رهبری در شهید طهرانی مقدم میگوید: «هیجان انگیز ترین بخش بازدیدهای مقام معظم رهبری، بازدید از واحد موشکی سپاه بود که توأم با گزارشهایی بود که شهید طهرانی مقدم به ایشان ارائه میداد. زمانی که مقام معظم رهبری خواستهها و توقعاتشان را از یگان موشکی مطرح میکردند شهید طهرانی مقدم بسیار مصمم بیان میکرد: «شما مطمئن باشید در بازدید بعدی کلیه خواستههای شما محقق شده است.» و چنین میشد.
این عشق نسبت به رهبری به گونهای بود که اگر گاهی موردی پیش میآمد و شهید طهرانی مقدم فعالیتهایی را برای برخی اهداف خاص انجام میداد و رهبری به اقتضای شرایط ممانعت میکردند و خواستار توقف و یا تغییر این فعالیتها میشدند. من شاهد بودم بعد از تدبیر رهبری، با همهی وجود بر اساس خواست ایشان عمل میکرد و سریعاً مسیر را بر اساس آن تدبیر و دستورات اصلاح میکرد و این آزمونی موفقیت آمیز بود چرا که ممکن بود پذیرش این امر با وجود تلاشهایی که صورت گرفته بود باعث رنجیده شدن وی میشد اما در مورد شهید طهرانی مقدم این طور نبود و خود را با خواست رهبری تطبیق میداد...»
*-شهادت
سردار حسن طهرانی مقدم درحالیکه به عنوان رئیس سازمان خودکفایی سپاه، در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیربنایی مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود، در روز21 آبان 1390، در پادگان امیرالمؤمنین(ع) شهرستان ملارد در حال آماده شدن برای آزمایش موشکی، بر اثر انفجار زاغه مهمات، به یاران شهیدش (احمد کاظمی، حسن شفیعزاده، حسن غازی، غلامرضا یزدانی، علیرضا ناهیدی، مصطفی تقیخواه و ...) پیوست.
شهید حسن طهرانی مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود.
این شهید گرانقدر تقریبا 25 سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.
پیام رهبر معظم انقلاب در پی شهادت حسن طهرانی مقدم
«بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
حادثهی خونین در یکی از مراکز پشتیبانی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که به شهادت جمعی از عناصر ممتاز آن سازمان و در پیشاپیش آنان سردار عالیقدر، دانشمند برجسته و پارسای بیادعا، سردار حسن مقدم انجامید، واقعیتی تلخ و اندوه بار بود.
آن جانبرکفان نستوه با سینهی گشاده و عزم راسخ همواره به پیشباز خطر شتافته و در دوران دفاع مقدس و پس از آن، هرگز احساس خستگی به خود راه ندادند. شهادت، بیشک برترین آرزوی آنان بود. لیکن فقدان مردان بزرگ در هر کشور و جامعهای برای آن مردم و آن کشور خسارت و تأسفبار است. ما همه در غم این عزیزان با خانوادههای گرامی آنان شریک و همدردیم. خدا را شکر که محصول تلاشهای آنان هماکنون در اختیار مردان جهاد است و تربیت شدگان آن مجموعه، از کفایت لازم برای ادامهی آن خط نورانی برخوردارند.
عزیزان من؛ امیدوار به تفضل بیانقطاع حضرت حق و با استمداد از ارواح شهیدانتان، تلاش و همت را دو چندان کنید تا همه بیش از پیش بدانند که شهادت برای ما توفیق الهی و مایهی برکت و عروج برتر است.
تسلیت صمیمانهی خود را به بازماندگان و دوستان و همکاران این شهدا تقدیم میدارم.
سید علی خامنهای
25/آبان/1390»
*-ویژگیهای برجستهی شهید در انجام وظایف
توجه به زمان، یک اصل مهم در انجام وظایف
با استناد به "ویژه نامهی دومین سالگرد شهادت شهید طهرانی مقدم و شهدای غدیر" در مصاحبه با یکی از همکاران شهید طهرانی مقدم، وی در خصوص ویژگیهای شخصیتی شهید در زمینه کاری چنین میگوید: «حداکثر زمان پروژههایش 2 ماه بود. اصل بر این بود کار شبانه روزی است؛ و زمان برایش خیلی مهم بود. در پروژهها همیشه همزمان خودش با گروه بر روی پروژه کار میکرد؛ و بدن حرف و تشر زدن چون میدانستیم که اگر کار ما پیش نرود از خود حاجی (شهید طهرانی مقدم) جا میمانیم؛ و این از شاخصههای او در کار عملیاتی بود؛ و همیشه میگفت: «پروژهای که شما زمانی را در آن به نشستن و سلام و علیک و بحث دربارهی اینکه چه جوری شروع کنیم به دردم نمیخورد. ما اصلاً پروژهی 6 ماهه نداریم.»
ما "شیعه" هستیم و بهتر از آمریکاییها و روسها
یک جمله شهید طهرانی مقدم داشت که شاید بتوان آن را شاخص دیگری در روش علمی و عملیاتی او دانست. جمله این بود: «طرحی را که آمریکاییها یا روسها کارکردهاند 2 پیام برای ما دارد، یکی اینکه این کار شدنی است چون یک ایده و طرحی روی همین کره زمین هست و یکسری آدم روی کره زمین هست که آن ایده را انجام دادهاند ترجمه این کار در جهان ما این است که پس این کار شدنی است.
پیام دومی هم دارد، اینکه ما، قطعاً از اینها بهتر میتوانیم این کار را انجام دهیم چون که ما "شیعه" هستیم و کمک اهل بیت(ع) پشت سر ماست. این آمریکاییها برای یک کار کوچک هزارتا تست زدهاند تا به نتیجه رسیدهاند، ولی تو با 10 تا تست میتوانی به نتیجه برسی، چون آن ایرادی که تو باید رفع کنی تا تست جواب دهد را خدا چون تو به اهل بیت(ع) توسل شدهای، صاف میگذارد جلوی چشمت تا آن را سریعتر از آنها ببینی...»»



